روز بازارچه برات خیلی خیلی خوب بود. قرار بود کلی چیز میز برای فروش درست کنی ولی کل کارات کمتر از 10 تا بود. هر معلمی که میومد میگفت چقد کمه و باید بیشتر درست میکردی...
روز بازارچه برات خیلی خیلی خوب بود. قرار بود کلی چیز میز برای فروش درست کنی ولی کل کارات کمتر از 10 تا بود. هر معلمی که میومد میگفت چقد کمه و باید بیشتر درست میکردی...
قریبا سه هفته دیگه امتحانام شروع میشه و با توجه به انتخاب رشته و پرت شدنم از تیزهوشان باید یه غلطی کنم پس آره گفتم بیام چیزایی که باید بخونمو اینجا بنویسم که یکم انگیزه دهنده باشه برام..بعدشم به این نتیجه رسیدم که کلا کارامو بنویسم که همشو انجام بدم*-* اره
خب همین اول کاری ده صفحه تکلیف ریاضی داریم
بعدش خوندن اون دو صفحه از مطالعات که تو عید موند
و عربی که دو سه درسو کلا نخوندم
در نهایتم آماده کردن خرت و پرتا برا بازارچه کارو فناوری
تو خوندنیا از زیست که مورد علاقمه شروع میکنم
بعدش مطالعات اگه مخم بکشه (درسای امسال همش درباره پهلوی و انقلاب و ایناس..)
بقیش خیلی برنامه دقیق نداره ولی باید فیزیک و شیمی و زمین و ریاضی و ادبیات و بخونم
در آخر دینی و دفاعی ام میخونم
برنامه سنگینی شد ولی باید بتانم
سه شنبه هیچوقت تموم نمیشه هیچوقت! مخصوصا اگه زمین داشته باشی
میتونه تا حد مرگ حوصله سربر باشه مثل وقتی که مافیا بازی میکنی و بازی هیچ جوره پیش نمیره
بعضی وقتا میتونه احساس بد و جوری بهت منتقل کنه که با همه اعضای بدنت حسش کنی و برعکس، میتونه به قدری قشنگ و باحال باشه که نخوای اون لحظه تموم شه...
مریضم
صدام از سیاهچاله دماغم خارج میشه
همه جام درد میکنه
بدنم بوی دود میده
خستم
خوابم نمیاد
حوصله بچهای کلاسمونو ندارم
حوصله چیز گفتنای نادی و ندارم
حوصله سگ بودن دنی و ندارم
حوصله شنیدن صدای مدیر و ناظما و معلمارو ندارم
حوصله 7 و ربع مدرسه رفتنو ندارم
حوصله امتحانارو ندارم
یکی کلید لفت د لایف منو پیدا کنه...
چرا باید همون اول عیدی پریود شم...چرا رحمم نمیره تعطیلات؟
دیشب مث چی دلم درد میکرد و باید همش پذیرایی میکردم اینام مگه میرفتن خونشون...قرار بود یه سر بیان برن ولی شامم خوردن بعدشم نشستن تازه..کم مونده بود با جارو رشتی بیرونشون کنم°-°
تنها امیدم برا به اشتراک گذاشتن آهنگام عروس جدید فامیل بود که فهمیدم کلا از کیپاپ بدش میاد
انقد که من خوش شانسم×)
خو من خستمه بسه دیگه نمتانم........
- پین بسی تغییر داده شده..زیباست؟
سذشرشرشززش دزیره ایه ویکوکه خوشگلههخهسدذسر آنی داوشمی
ولی به منم یاد بدید مستقل شم
از خرید برگشتیم و خستگی مرا خورد
یارو اومد دکمه لباسو باز کنه زارت دکمش کنده شد مجبور شدم یکی دیگه بردارم•-• اون خوشگل بود خوو
باید پینو یه ادیت بزنم اون چرتو پرتا به این قالب ژاذاب نمیاد@_@
یه سال دیگه ام گذشت و یه سال جدید شروع میشه. امسالم پر از اتفاقای باحال و قشنگ و در مقابل اتفاقای تلخ و دردناک افتاد..و بهرحال 1401 ام یه سالی بود که داره تموم میشه. داشتم درباره امسال و اتفاقایی که افتاد فکر میکردم. حضوری شدن یهویی مدرسه ها، شناختن بچها، اولین فیکشنی که خوندم، تابستونی که کاملا بی محتوا گذشت، تغییرایی که تو بهترین دوستم دیدم، دور شدنم ازش، ناراحتیاش، پاییز و شروع سالی که از لحاظ درسی برام مهمه، بهتر شدن حال دوستم، آشناییم با بچهای هفتم و هشتم مخصوصا آنی، اومدنم به بیان و آشنایی با بچهای اینجا، نادیده گرفته شدن از طرف همکلاسیام، دلتنگی، شناختن چندتا آدم قشنگ تو زندگیم و صمیمیتر شدن باهاشون، زمستون و تولدم که بخاطر آلودگی تعطیل شدیم و کادوهامو یه هفته بعد گرفتم، آهنگای سمی که با بچها تو کلاس میخوندیم، اولین مسافرتم با بچها، کارنامه ای که تاحالا نمره های به اون خوبی نداشتم، اولین سریال بی ال، این مدتی که بخاطر مسمومیت نرفتیم مدرسه و در آخر...مرور تموم این خاطرات و راضی بودنم از این سال..کاش بتونیم یه سال دیگه رو باهم و قشنگتر از امسال داشته باشیم:›
به کامبک جدیدم خوش اومدین
بعد مدتها ظاهر شدم (نه که همیشه خیلی بودم..)
آره خلاصه اومدم توفان کنم (جدی نگیرید)
خب من بعنوان یه کیپاپر و پاپ فن دارم متالهد میشم که برا خودم رسما یه کام اوت فوق کام اوتیه چون من تا قبل از این کم مونده بود راکرا و متالهدارو خفه کنم ولی الان...
ولی پاپ هنوزم جای خودشو برام داره
خب چخبر؟ بدون من فساد که نکردین..
و فاخ تازه پستای آنی تو وبمو دیدم...سیبگوئنو نادیده بگیرید💀
هورا زنده شدم...البته زنده بودم ولی رخ نمایان نمیکردم
خب سخنی ندارم ولی میخوام یوتیوبر شم..
ایده؟ دارم خوبشم دارم ولی مادر گرامی نمیزارهT^T فشار چیه؟
واسه آلبوم جیمینم خرذوقم ولی همچنان یوتیوب...دلمم برا قبلاناش تنگ شده (یوتیوبو نمیگما) اصن غر غر غر غر تا ابد
00:00
یکی از کفترام مرد..اسماشونم گذاشتم
کیومرث مارکو کاووس (این ممکنه تغییر کنه) اونیم که مرد مارشال بود
شاید بنظر نیاد ولی ناراحت شدم واقعا
کم کم دیگه دارم از حالت سرما خوردگی در میام چون این سرماعه که داره منو میخوره..
از اینکه امروز کلاس نرفتم بسی شادمان و مسرورم
آره دیگه شووتان خوش